دانای من و بابا

شمارش معکوس

سلام پریا خانوم...   کمتر از سه روز دیگه تو بغلمی.... الهیییییی فدات بشم   دارم واسه اومدنت لحظه شماری میکنممممم..... هی وای من  .....    ...
30 تير 1392

اتاق زیبای تو

اینم عکسای اتاق خوشمل  تو.... امیدوارم که خوشت بیاد ازش عزیز دلمممممممممم       اینم تختت     و  اینم کمد و گهواره ات       دست بابایی ایت درد نکنه .... خیلی واسه اتاقت زحمت کشید... یادت باشه اومدی ازش تشکر کنی باشه؟؟؟ آفرین دخترم ...
25 تير 1392

دو هفته مونده به اومدنت

سلااااااااااااااااااام  صد سلام به پریای مامان.... هههههههه بالاخره اسمت شد پریا.... میدونی آخه باباییت میگه میخواد مثل پری باشی....   میدونی مامانی من این وبلاک رو همون اولاش... یعنی وقتی فهمیدم  یه موجود زنده تو دلم هست درست کردم... اما تا خواستم سر و صفایی بهش بدم حالم بد شد... اخه میدونی خوشگل من... خیلی ویار بدی داشتم... سطح هورمون هام بالا رفته بود اساسی... بعدشم که یه خورده جون گرفتم امتحاناتم شروع شد... بعدشم که عید شد و ما با بابایی تو رو بردیم حرم امام رضا همون جا سلامتیت رو از آقا خواستیم و یه زیارتی بهت دادیم و برگشتیم... داشتم چی میگفتم.. آهان... همون اولاش من و باباییت تو رو دانا صدا میکردیم... برای همین اس...
20 تير 1392
1